نام کتاب: علوم اعصاب شناختی ذهن

تالیف: پاتریسیا. ای.ریتیر لورنز- کاتلین باینز – جورج. ار. مانگوم – الیزابت. ای. فیلیپ

ترجمه: دکتر سجاد بشرپور – دکتر علی عیسی زادگان – سعید سعادتمند – سعید اسد نیا

چاپ: چهارم 1400

تعداد صفحه: 280

قیمت: 65000 تومان

معرفی کتاب:

این کتاب به طور خلاقانه مفاهیم مهم نوروسایکولوژی را در قالب خاطرات پدر این علم، یعنی کازانیکا، بیان کرده است.

مایکل اس. گازانیکا متولد12 سپتامبر، 1939 است. او استاد روان­شناسی در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا و مدیر گروه مرکز مطالعات ذهن می­باشد. او یکی از پژوهشگران

یکی از کتاب­های برجسته این استاد، علوم اعصاب شناختی است که توسط MIT به چاپ رسیده است. این اثر به عنوان کتاب منبع در حوزه علوم اعصاب شناختی است.

عنوان آخرین کتاب آن اراده آزاد و علم مغز است که در سال2011 به چاپ رسیده است. او بانی مرکز علوم اعصاب شناختی دانشگاه کالیفرنیا، موسسه علوم اعصاب و مجله علوم اعصاب شناختی است. او در حوزه قانون و علم عصب پایه نیز فعالیّت می‌کند. کتابی که پیش روی دارید شرح حال دانشجویان و اساتیدی است که با گازانیکا کارکرده­اند و دانشجوی او بودند.

این اثر در 4 بخش و 15 فصل تدوین شده که موضوعات بخشهای مختلف آن عبارتند از: مغز تقسیم شده؛ ذهن یکپارچه؛ مغز اجتماعی؛ و مواد ذهن

در بخشی از کتاب علوم اعصاب شناختی ذهن می‌خوانیم:

سر و کار داشتن من با مایکل گازانیگا و علم عصب پایه شناختی به زمان دانشجویی سال سوم من در کال تیچ برمی‌گردد یعنی زمانی که واحد درسی روان‌شناسی زیستی (سایکوبیولوژی) را برداشتم که توسط پرفسور راجر اسپری تدریس می‌شد. در آن روزها (1963-1964) روان‌شناسی زیستی اصطلاحی بود که برای مطالعۀ‌ روابط ذهن – مغز به کار می‌رفت، رشته‌ای که ما آن را به عنوان علم عصب پایه شناختی می‌شناسیم. بعد از اتمام دوره، دکتر اسپری به اندازۀ کافی لطف و محبت داشت و به ما این اجازه را داد تا این دورۀ‌ ساده و مبتنی بر بیماری را در آزمایشگاه روان‌شناسی زیستی او که در آن اکتشافات اساسی زیادی دربارۀ پایه‌های عصبی شناخت و هوشیاری به عمل آمده بود را به پایان برسانیم. می‌توانم بگویم که این‌ یک تجربۀ‌ بسیار حیاتی دگرگون کننده و تأثیرگذار بود.

در آزمایشگاه اسپری در آن زمان، دو دانشجوی بسیار با استعداد فارغ‌التحصیل شده به نام‌های مایکل گازانیگا و چاگ هامیلتون حضور داشتند که اولین مربی‌های من در روان‌شناسی زیستی شدند. مایکل با دکتر اسپری و دکتر جوزف بوژن مطالعات نوروپسیکولوژی بر روی بیمارانی انجام می‌دادند که تحت قطع رابط (برداشتن بافت عصبی رابط) مغزی برای درمان صرع شدید قرار داشتند و چاک مطالعات پایه‌ای بر کارکردهای جسم پینه‌ای در نخستی‌های غیرانسانی انجام می‌داد. چاک و مایکل با روش‌های شناختی مکملی که داشتند یک گروه ماهری را تشکیل داده بودند. مایکل ابتکار خلاق و پویایی داشت که انگاره‌های برجسته‌ای را تولید می‌کرد. از طرف دیگر، چاک دوراندیش، منطقی و تحلیلی‌تر بود و مانع بیشتر پیشنهاد‌های عجیب ‌و غریب مایکل می‌شد. من اشتیاق زیادی به مکالمات آنان داشتم و همین مکالمات بخش اساسی آموزش اولیه من را شکل دادند.

کلیه حقوق مطالب این سایت متعلق به انتشارات آوای نور می باشد